خاطرات روزانه

I LOVE YOU HASTI KOCHOLO

+ دوستش دارم ... دوستم نداره ...

خیلی سخته بخوای دل کسی رو به دست بیاری ... شاید بگی نه کجاش سخته ...
نه بستگی به نوع آدمش هم داره ... بیشتر هم بستگی به خودت داره ...
آره ، این خودم هستم که باعث میشم هر چیزی سرم بیاد چه خوب چه بد ...
خودم هستم که باعث میشم یه نفر از من دور باشه و یه نفر دوستم داشته باشه ...
چه حالی بهت دست میده وقتی یه چیزی رو میبینی و بعد حس می کنی اون چیز اونی نبوده که می خواستی ...
من اون چیزی نبودم که اون می خواست ؟
رفیقم گفت حرف های قشنگی میزنی اما هیچ وقت بهشون عمل نمی کنی ...
نمیدونم دقیقا منظورش چی بود اما من برداشت خودمو کردم ..
کار بدی کردم وقتی رفیقم خوشحاله و من ناراحت سعی کردم باهاش کنار بیام که نفهمه من ناراحتم ...
کار بدی کردم وقتی عشقمو میبینیم سعی می کنم بهش بفهمونم همه چی عادی هست تا اون راحت باشه ...
کار بدی کردم وقتی تنها هستم با غم هام تنها می مونم و اونو به هیچ کس نمی گم ...
کار بدی کردم وقتی کسی بهم رو میزنه سعی می کنم تا جایی که می تونم واسش مایه بذارم ...
کار بدی کردم وقتی حس کردم دارم کار درستی نمی کنم کنارش گذاشتم و امروز پشیمون هستم ...
کار بدی کردم خودمو نگه داشتمو وقتی که همه چی تموم شده بود بهت گفتم دوستت دارم ...
.
.
.
.
.
.
.
اوه چه قدر کار نادرست ... راست راستی خلی پسر ... بابا احساسات چیه .. گور پدرش همه چی رو واسه خودت بخوا ...
نه ، چه خوب یا شاید هم چه حیف که من اینجور نیستم ...
از من انتظار نداشته باش وقتی می گم دارم غمگینم و تو خوشحال هستی با خوشحالی تو راه نیام حتی رو صورتی که دارم با درد خودم میسوزم ...
از من انتظار داشته باش وقتی غمگینی با غمت غمگین ترم ...
فکر می کنم بیشتر فرصت های زندگیم به خاطر اینها به باد رفته ...
1.صداقت
2. رفاقت
3. اعتماد

نمیگم همه اینها همین دیروز اتفاق افتادند .. صحبت سال ها درد هست ...
هیچ وقت نمی تونم این حرفایی رو که میزنم رو در رو بفهمی .. پس اول بخون بعد درک کن چی میگم ...
میخوام با همه آشناهام و دوستام رو راست باشم نمیگم صادق باشم رو راست باشم ... و منظورم از صادق نبودن دروغ گفتن نیست .. بلکه همه چیز رو نگفتن هست ..
و با کسی صادق هستم که دوستش دارم ....

نویسنده : محمدمنصوری ; ساعت ٧:۱٦ ‎ق.ظ ; ۱۳۸٩/٢/۳
تگ ها:


. .
. .
.